۵/۱۵/۱۳۸۸

تولد یک سالگی محمد

پری روز تولد محمد بود. رسیدم خونه، مادری اینا و مامان بزرگ و خاله سحر اومده بودن خونه ما، آخر وقت امیر جان هم اومد ولی رفت بالا. باید زود بر می گشت شبش پرواز داشت. ساعت حدود نه رفتم کیک رو گرفتم خدا بگم چکارش کنه گند زده بود تو کیک خیلی خیلی بد درست کرده بود. رسیدم خونه دیدم محمد حسابی خوابش گرفته. بردمش حموم یه خورده آب بازی کرد کمی سرحال تر شد. بعدش تا آماده بشیم دیر شد و بعد از کمی عکس گرفتن رفت که بخوابه. دیگه آقا محمد الان یک سالش شده. ماشالله واسه خودش مردی شده.

هیچ نظری موجود نیست: