دو روز پیش محمد رفته بود آشپزخونه پیش سپیده. در کابینت رو باز می کنه و شروع می کنه با قابلمه ها بازی کردن که یکی از اونها میفته زمین و حسابی صدا میده ولی روش نمییفته فقط می گیره به پاش. بعد که کمی ترسیده بود به سپیده نگاه می کنه. سپیده هم نازش می کنه بعد از مدتی قر زدن شروع می کنه دستش رو مالیدن که مثلا افتاده روی دستش و قر می زنه تا سپیده بره سراغش و باز نازش رو بکشه.
۷/۰۷/۱۳۸۸
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر