skip to main | skip to sidebar

روزنوشتهای محمد ترک نژاد

۷/۰۷/۱۳۸۸

بوس محمد

دیشب محمد رو برده بودم حموم بهش گفتم محمد یه بوس بده بابا. قربونش برم سرش رو آورد جلو. این اولین بار بود که باباش رو تحویل می گرفت. فکر نمی کنم حسی بهتر از پدر شدن در زندگی وجود داشته باشه.
نوشتهء سعید در ۰۹:۱۴

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پیام جدیدتر پیام قدیمی تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: نظرات پیام (Atom)

بايگانی وبلاگ

  • ◄  2011 (2)
    • ◄  اکتبر (1)
    • ◄  اوت (1)
  • ◄  2010 (8)
    • ◄  دسامبر (2)
    • ◄  نوامبر (1)
    • ◄  سپتامبر (2)
    • ◄  اوت (1)
    • ◄  فوریهٔ (2)
  • ▼  2009 (42)
    • ◄  دسامبر (1)
    • ◄  نوامبر (1)
    • ◄  اکتبر (1)
    • ▼  سپتامبر (16)
      • سفر محمد به ارنگه
      • پیدا کردن بیسکوییت
      • قایم شدن
      • دندون چهارم محمد
      • دنودون سوم محمد
      • دندون دوم محمد
      • قابلمه بازی و لوس کردن
      • جواب همراه با خنده
      • بوس محمد
      • بستن در
      • آاا....
      • بوس
      • دوران سخت محمد
      • علاقه محمد به پله
      • 7 قدم
      • اولین قدمهای محمد
    • ◄  اوت (11)
    • ◄  ژوئیهٔ (8)
    • ◄  مهٔ (1)
    • ◄  ژانویهٔ (3)
  • ◄  2008 (2)
    • ◄  سپتامبر (1)
    • ◄  اوت (1)

دست اندرکاران

  • سعید
  • سپیده
  • محمد