۷/۰۵/۱۳۸۹
روابط حسنه محمد با باباش
به دلیل اینکه این چند وقته شبها پیش محمد می خوابم روابطمون خیلی بهتر شده. کاش از اول این کار رو می کردم.
۶/۲۸/۱۳۸۹
از شیر گرفتن محمد
از جمعه محمد رو داریم از شیر می گیریم. بمیرم برای بچم خیلی براش سخته. شبها من کنارش می خوابم تا نصف شب آرومش کنم. خیلی داره سختی می کشه. بابایی شرمنده مجبوریم.
اشتراک در:
پستها (Atom)